بار الها از یک سو باید بمانیم تا شهید آینده شویم واز سوی دیگر باید شهید شویم تا آینده بماند .

هم باید بمانیم تا فردا شهید نشود و هم باید شهید شویم تا فردا بماند. عجب دردی است چه میشد که

امروز شهید میشدیم و فردا زنده و دوباره شهید میشدیم. «شهيد مهدي رجب بيگي»

تو سرخ و سپید میشوی میدانم

سیبی که رسیده میشوی میدانم

انگار که بو برده ای از باغ بهشت

آخر تو شهید میشوی میدانم (انشاءا...) شادی روح شهدا وامام شهداصلوات 

امروزصدای آهنگهای لس آنجلسی آنقدربلندست که فریادهای«حاج مهدی باکری» بگوش نمیرسد!!! امروزدلاوری های حاج حسین خرازی رافراموش کردند!!!!امروزاخلاص وساده زیستی وقهرمانی های حاج احمدکاظمی روایت نمی شود!!!امروزهمه «حاج ابراهیم همت» را با اتوبان همت می شناسند!!! امروزنام شهیدرابرای اینکه بچه هاخشونت طلب بارنیایند ازکوچه ها برداشته ونام نگین و جاوید میگذارند! ... امروز ستارگان هالیوود آنقدر زیادند که دیگر کسی ستارگان درخشان ایران را نمی بیند!! امروز همه به دنبال کسب نام هستند و گمنامی فقط برای شهدا به ارث رسیده است!!! امروز جانبازان موجی را از اجتماع دور نگه می دارند تا آسیبی به افکار عمومی نرسانند!! امروز کسی نمیداند،مهدی باکری در وصیت نامه خود از خدا خواسته بود جسدش برنگردد و تکه ای از زمین را اشغال نکند!!! امروزکسی نمیداند،شب عملیات خیبر حاج مهدی باکری،برادرش حمید باکری را جا گذاشت ورفت!!! امروز کسی نمی داند مهدی زین الدین، رتبه چهار کنکور سراسری را داشت!!! امروز کسی نمی داند تکه های پیکر شهیدی را درون گونی برای خانواده اش فرستاده بودند!!! امروز ساپورت پوش هادرجامعه خودنمایی می کنند وارزش های دینی مارابه تمسخرگرفتند!!!امروز اصلا شهیدی نیست که بخواهد ما را ببیند!!امروز قرن ۲۱ است!!!
شــهــدا شــرمنــده ایــــم.....



تاريخ : پنجشنبه سی و یکم شهریور 1390 | | نویسنده : رزمنده بسیجی؛«سیدعلی ح. د.» |



تاريخ : سه شنبه چهارم شهریور 1393 | | نویسنده : رزمنده بسیجی؛«سیدعلی ح. د.» | [ ]

شب گذشته رئیس کل بانک مرکزی به برنامه پایش رفته بود تا درباره مسائل مالی و پولی کشور صحبت کند. در این برنامه دو نکته مهم از زبان سیف بیان شد.
1-حرام خواری بانک ها که براساس مصوبه شورای نگهبان انجام می شود
2-تقریبا دو سوم پولی که بانک ها می توانند وام دهند در گرو بدهکاران بانکی است.
سیف گفت: «جریمه (درکرد) حرام است ولی چیزی که اکنون در بانک ها اجرا می شود بر اساس مصوبه شورای نگهبان است و ضرورت وجود مکانیزم انضباط مالی باعث اجرای این طرح می شود چه بسا اگر این طرح اجرا نشود تسهیلات دریافتی یکبار مصرف تلقی شوند.»
اصطلاح یکبار مصرف بودن به این معناست که مردم پول ها را بگیرند و پس ندهند. اما صحبت از حرامی است که اینجا شورای نگهبان به تشخیص فقها و حقوقدان ها حلال کرده است. منظور از این حرام همان «بهره بهره» پول است. در اینجا باید حقوقدان ها و فقیها محترم که تصور می کنند براساس فقه می توان جامعه امروزی را اداره کرد باید پاسخگو باشند.
2-رئیس کل بانک مرکزی درباره نقدینگی توضیح داده است: حجم نقدینگی 615 هزار میلیارد تومان است که از مبلغ تقریبا 140 هزار میلیارد تومان می تواند به پرداخت تسهیلات اختصاص یابد.» این رقم به تنهایی گویای مطلب مهمی نیست. اما اگر بدانیم که حجم بدهی بدهکاران دانه درشت به بانک ها رقمی معادل 88 هزار میلیارد تومان است. نتیجه این می شود که تنها 52 هزار میلیارد تومان نزد بانک ها نقدیندگی باقی است تا بتوانند آن را به مردم وام بدهند. به عبارت دیگر نزدیک به دو سوم این رقم را بخش اندکی از افراد تحت اختیار گرفته و باز نمی گردانند.
در شرایطی که افرادی مثل من با این همه ادعا به دلیلی سخت گیری های بانکی نمی توانند یک وام برای خرید خانه دریافت کنند، روز گذشته یوسفیا ملا نماینده مجلس گفته که علاوه بر بدهی های بابک زنجانی به دولت بانک های زیادی به او وام داده اند، بدون اینکه وثیقه دریافت کنند. برهمین اساس وقتی پولی به حساب یکی از بانک ها واریز شده که بابت بدهی زنجانی به دولت داده شود، بانک پول را به نفع خود بلوکه کرد است. او توضیح داده که تنها در یک فقره بابک زنجانی 220 میلیارد تومان بدون هیچ وثیقه ای از بانک وام دریافت کرده بود.
نتیجه: جناب سیف آنکه باعث یکبار مصرفی وام ها می شود افراد دانه درشتی هستند که اتفاقا به گفته خودتان دراین برنامه «در یک نصفه روز» می توانند وام دریافت کنند. به علاوه بی دلیلی نیست که بانک ها هیچ عجله ای در دریافت 88 هزار میلیارد تومان بدهی خود از بدهکاران ندارند. چراکه براساس مصوبه شورای نگهبان «بهره دیرکرد» آنها دریافت می شود.



تاريخ : سه شنبه چهارم شهریور 1393 | | نویسنده : رزمنده بسیجی؛«سیدعلی ح. د.» | [ ]
طی ماههای اخیر، در برخی رسانه های صحبت از فردی می شود که پرنفوذترین فرد سیستم بانکی کشور است. او هم در دولت سید محمد خاتمی، هم در دولت احمدی نژآد و هم در دولت روحانی به فعالیا خود ادامه داده و روز به روز، بر قدرت و نفوذ وی افزوده شده است.

نام این فرد «سید حمید پورمحمد گل سفیدی» است! او در حال حاضر ، نه
طی ماههای اخیر، در برخی رسانه ها صحبت از فردی می شود که پرنفوذترین فرد سیستم بانکی کشور است. او هم در دولت سید محمد خاتمی، هم در دولت احمدی نژاد و هم در دولت یازدهم به فعالیت خود ادامه داده و روز به روز، بر قدرت و نفوذ وی افزوده شده است.

نام این فرد «سید حمید پورمحمد گل سفیدی» است! او در حال حاضر ، نه تنها قادر است به آسانی مدیران عامل بانک های کشور را تغییر دهد ، بلکه در شرکت های ثروتمند زیر مجموعه بانک ها، مانند شرکت سرمایه گذاری امید و .... نقشی عجیب و تعیین کننده دارد!

او که برخی وی را «اعجوبه تبارگرایی، انحصارطلبی و فامیل بازی» می خوانند، البته در اواخر دولت احمدی نژاد، آن روزهایی که قائم مقام بانک مرکزی بود ، به اتهام فساد سه هزار میلیاردی بازداشت شد و تا امروز نیز، قرار منع تعقیب برای وی صادر نشده است.

نماینده ارومیه در مورد او می گوید: حمید پورمحمدی باید از شرم و حیا استعفا دهد..او همه کاره است. آقای حمید پورمحمدی در نقش شخصیت سایه عمل می کند ایشان همه کاره بانک ها هستند.

نکته ی جالب اینجاست که با وجود آنکه این فرد، هنوز قرار منع تعقیب برای وی صادر نشده و از متهمین فساد سه هزار میلیاردی است ، موفق شده معاون برنامه ریزی معاونت برنامه ریزی و اخیراً با حکم اسحاق جهانگیری، «عضویت در کارگروه تخصصی ستاد هماهنگی امور اقتصادی» را در اختیار بگیرد و در پوشش این مناصب ، به اقدام اصلی خود بپردازد!



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه سوم شهریور 1393 | | نویسنده : رزمنده بسیجی؛«سیدعلی ح. د.» | [ ]

شب است و سكوت است و ماه است و من            

فغان و غم اشك و آه است و من

شب و خلوت و بغض نشكفته‌ام                

شب و مثنوي‌هاي ناگفته‌ام

شب و ناله‌هاي نهان در گلو                

شب و ماندن استخوان در گلو

من امشب خبر مي‌كنم درد را           

كه آتش زند اين دل سرد را

بگو بشكفد بغض پنهان من               

كه گل سرزند از گريبان من

مرا كشت خاموشي ناله‌ها           

دريغ از فراموشي لاله‌ها

كجا رفت تأثير سوز و دعا؟               

كجايند مردان بي‌ادّعا؟

كجايند شور‌آفرينان عشق؟               

علمدار مردان ميدان عشق

كجايند مستان جام الست؟                   

دليران عاشق، شهيدان مست

همانان كه از وادي ديگرند                   

همانان كه گمنام و نام‌آورند

هلا، پير هشيار درد آشنا!                   

بريز از مي صبر، در جام ما

من از شرمساران روي توام                   

ز دُردي كشان سبوي توام

غرورم نمي‌خواست اين سان مرا               

پريشان و سر در گريبان مرا

غرورم نمي‌ديد اين روز را                       

چنان ناله‌هاي جگر‌سوز را

غرورم براي خدا بود و عشق                        

پل محكمي بين ما بود و عشق

نه، اين دل سزاوار ماندن نبود                   

سزاوار ماندن، دل من نبود

من از انتهاي جنون آمدم                   

من از زير باران خون آمدم

از آن‌جا كه پرواز يعني خدا                 

سرانجام و آغاز يعني خدا

هلا، دين‌فروشان دنيا‌پرست!                       

سكوت شما پشت ما را شكست

چرا ره نبستيد بر دشنه‌ها؟                

نداديد آبي به لب تشنه‌ها

نرفتيد گامي به فرمان عشق                

نبرديد راهي به ميدان عشق

گر داغ دين بر جبين مي‌زنيد                       

چرا دشنه بر پشت دين مي‌زنيد؟

خموشيد و آتش به جان مي‌زنيد           

زبونيد و زخم زبان مي‌زنيد

كنون صبر بايد بر اين داغ‌ها                   

كه پر گل شود كوچه‌ها، باغ‌ها

شاعر: عليرضا قزوه



تاريخ : دوشنبه بیست و هفتم مرداد 1393 | | نویسنده : رزمنده بسیجی؛«سیدعلی ح. د.» | [ ]

شب است و سکوت است و ماه است و من

فغان و غم اشک و آه است و من

شب و خلوت و بغض نشکفته‌ام

شب و مثنوی‌های ناگفته‌ام

شب و ناله‌های نهان در گلو

شب و ماندن استخوان در گلو

من امشب خبر می‌کنم درد را

که آتش زند این دل سرد را

بگو بشکفد بغض پنهان من

که گل سرزند از گریبان من

مرا کشت خاموشی ناله‌ها

دریغ از فراموشی لاله‌ها

کجا رفت تأثیر سوز و دعا؟

کجایند مردان بی‌ادّعا؟

کجایند شور‌آفرینان عشق؟

علمدار مردان میدان عشق

کجایند مستان جام الست؟

دلیران عاشق، شهیدان مست

همانان که از وادی دیگرند

همانان که گمنام و نام‌آورند

هلا، پیر هشیار درد آشنا!

بریز از می صبر، در جام ما

من از شرمساران روی توام

ز دُردی کشان سبوی توام

غرورم نمی‌خواست این سان مرا

پریشان و سر در گریبان مرا

غرورم نمی‌دید این روز را

چنان ناله‌های جگر‌سوز را

غرورم برای خدا بود و عشق

پل محکمی بین ما بود و عشق

نه، این دل سزاوار ماندن نبود

سزاوار ماندن، دل من نبود

من از انتهای جنون آمدم

من از زیر باران خون آمدم

از آن‌جا که پرواز یعنی خدا

سرانجام و آغاز یعنی خدا

هلا، دین‌فروشان دنیا‌پرست!

سکوت شما پشت ما را شکست

چرا ره نبستید بر دشنه‌ها؟

ندادید آبی به لب تشنه‌ها

نرفتید گامی به فرمان عشق

نبردید راهی به میدان عشق

اگر داغ دین بر جبین می‌زنید

چرا دشنه بر پشت دین می‌زنید؟

خموشید و آتش به جان می‌زنید

زبونید و زخم زبان می‌زنید

کنون صبر باید بر این داغ‌ها

که پر گل شود کوچه‌ها، باغ‌ها

 



تاريخ : دوشنبه بیست و هفتم مرداد 1393 | | نویسنده : رزمنده بسیجی؛«سیدعلی ح. د.» | [ ]
26 مرداد 1369، برگی دیگر از تقویم انقلاب ورق خورد و یوم اللّه دیگری متولّد شد. ثانیه های انتظار به کندی می گذشت. شهر به استقبال پرنده های مهاجر آمده بود که در سال های سخت هجران از وطن، بال و پر خود را در زیر شکنجه های کفر شکسته بودند. البته هرچند جسم آنان دربند بود، ولی هیچ گاه روح و اندیشه بلندشان تسخیر نشد و قلبشان به یاد دین و ایمان و آسمان وطن می تپید. 26 مرداد روز بازگشایی قفس شیرمردان غیوردربندسیاهی بود، روز شادمانی شهر و مردم، روز شادباش و تبریک، روز وصل و دیدار. آغوش وطن گشوده شده بود و فوج فوج مردانگی در آن جای می گرفت به راستی کدامین ساعت می تواند شکوه آن لحظات را در خود بگنجاند و کدامین تقویم می تواند شوق آن لحظه دیدار را در خود ثبت کند.

آزادگان آمدند همان طور که رفته بودند؛ دلیر و مقاوم، نستوه و استوار، امیدوار و دلاور. آمدند با همان صلابت همیشگی، همان طور که دیروز رفته بودند. امروز که آمدند، بوی اسپند و دود، بوی عطر خاطرات، و بوی مهربانی و انتظار فضای دل ها را سرشار از شور و شعف کرد.

حسّ غریبی بود. عشق خودنمایی می کرد. اقاقیا به استقبال آمده و آفتابگردان صورت خود را به خورشید سپرده بود. نسیم، مژده وصل می داد. انتظار پایان یافت و بازگشت پرستوها، سخنی بود که هر پیر و جوانی ورد زبان خود کرده بود. پاییز اسارت و بهار آزادی بر شما مبارک باد.

آری، آن روز عشق طلوع کرد. همان عشقی که هشت سال پیش بدرقه اش کردیم و اینک به استقبالش می رویم. چشم های همگان اشک بار بود، نه به خاطر غم و اندوه، بلکه این بار از شوق وصال؛ چرا که وعده خدا محقق شده بود «اِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرا؛ به درستی که پس از هر سختی آسانی است».

خمینی قلب من است

درباره علاقه شدید آزادگان به امام راحل، می شنویم که: «یک روز افسر عراقی از اسیر مجروحی که یک بسیجی پانزده ساله بود، پرسید: تو چه اندازه پدر و مادرت را دوست داری؟ گفت: به اندازه چشمانم. پرسید: خوب تو که بسیجی هستی، رهبرت خمینی را چه قدر دوست داری؟ گفت: امام خمینی قلب من است، او را به اندازه قلبم دوست دارم. انسان بدون چشم می تواند زندگی کند، اما زندگی بدون قلب، زندگی ممکن نیست».

آزادگان در کلام امام ورهبرخود

امام راحل چه زیبا و شایسته در توصیف فرزندان خود فرموده اند: «اسرا در چنگال دژخیمان خود سرود آزادی اند و آزادگان جهان آن را زمزمه می کنند». آری، آنان نه تنها اسیر نبودند؛ بلکه آن ها دور از هرگونه وابستگی ها و دل بستگی ها بودند و ندای آزادمردی را به گوش همه جهانیان رساندند.

مقام معظم رهبری نیز چنین می فرماید: «شما ذخیره بزرگ الاهی و یک ثروت عظیم انسانی هستید که در دست دشمن غصب شده بودید. خدای متعال شما را به ملّت و به این کشور اسلامی برگرداند».

ایشان هم چنین می فرمایند: «سازندگی زندان و اسارت، سازندگی مخصوصی است آن را در جای دیگر نمی شود پیدا کرد، و نیز در جای دیگری فرموده اند: «صبر و استقامت شما به اسلام آبرو بخشید».



تاريخ : شنبه بیست و پنجم مرداد 1393 | | نویسنده : رزمنده بسیجی؛«سیدعلی ح. د.» | [ ]

خبرهای رسیده حاکیست «سارا دانشجو» دختر کامران دانشجو وزیر علوم دولت احمدی نژاد از دریافت کنندگان بورسیه های غیرقانونی دولت سابق است.

«سارا دانشجو» دختر کامران دانشجو وزیر علوم و تحقیقات دولت دلواپسان ، بدون طی کردن روند معمول موفق به دریافت بورس از دانشگاه تربیت مدرس شده است.
وی بدون انجام مصاحبه علمی بورس این دانشگاه را دریافت کرده است.



تاريخ : جمعه بیست و چهارم مرداد 1393 | | نویسنده : رزمنده بسیجی؛«سیدعلی ح. د.» | [ ]

نخستين كسى كه به دوزخ مى رود فرمانرواى قدرتمندى است كه دادگرى نكند و توانگرى كه حقوق مالى خودرا نپردازد و تهيدست متكبّر. (890/2؛عيون اخبارالرض(ع)؛28/2



تاريخ : شنبه سی و یکم خرداد 1393 | | نویسنده : رزمنده بسیجی؛«سیدعلی ح. د.» | [ ]

آیت الله ناصر مکارم شیرازی، آیت الله جعفر سبحانی، آیت الله حسین نوری همدانی و آیت الله عبدالله جوادی آملی با ابراز این نظر که بخشی از کارکرد نظام بانکی جمهوری اسلامی ماهیت ربوی دارد، همگی گفته اند که جریمه ای که بانک‌ها برای دیرکرد وام از بدهکاران می گیرند، حرام است.

·         آیت الله جعفر سبحانی: اخذ جریمه دیرکرد حرام است و مسئولان نظام بانکی فکری کنند تا این نوع مشکلات کم شود.

·          ·         آیت الله حسین نوری همدانی: بانک‌ها شرایط سختی برای مردم قرار داده‌اند که مردم در ازای دریافت صد میلیون وام باید چند برابر پس بدهند در حالی که جریمه دیرکرد حرام است و اسلام می‌خواهد سود در برابر کار باشد و سود در برابر سرمایه حرام است.

·          ·         آیت الله عبدالله جوادی آملی: حقوقی که از طریق دیرکرد وام پرداخت می شود حرام است و ربا و جریمه دیرکردی که حرام است را بانک‌ها از مردم می گیرند، به کارمندان خود به عنوان حقوق می‌دهند و آن‌ها نیز به خانه و زندگی خود می‌برند و این بدین مفهوم است وقتی کار حلال نباشد مستقیم حرام می‌شود و به جهنم می‌رود.

·          ·         آیت الله ناصر مکارم شیرازی: جریمه‌های تاخیر بانک‌ها، تعزیر مالی است و باید مال حاکم شرع شود نه بانک.

·         امامتاسفانه بانک هاخون مردم رابه شیشه کردندوجانشان رابه لبشان رساندن مخصوص موسسه مهربسیجیان که عنوان قرض الحسنه رایدک می کشیدوازصدقه سرهمین دیرکردهاوسودهای بالای26درصدجدیدا ارتقاع پیداکردوبه بانک تبدیل شد!!!!!!!!چرانظارتی نیستی؟؟؟؟؟ فقط شعاردروغ فریب ریاکاری وووووو



تاريخ : پنجشنبه بیست و نهم خرداد 1393 | | نویسنده : رزمنده بسیجی؛«سیدعلی ح. د.» | [ ]